تبليغاتX

یاشیل یاغیش s
 

یاشیل یاغیش

( باران سبز )





شهادت حضرت علی ابن ابیطالب تسلیت باد

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387;ساعت 12:32 بعد از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
علائم و منزلت شبهای قدر
 

قال الباقر عليه السلام :

سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت،

و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1) علائم و منزلت شبهای قدر

ترجمه :

(محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود:

علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود،

اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مى‏گردد،

و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مى‏گردد.

توضيح:

علامه طباطبائى در علايم شب قدر مى‏گويد: روايات در معنى و خصايص و

 فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى

شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون

شعاع طلوع مى‏كند و هواى آن روز معتدل است.

(الميزان، ج 40، ص 332)

قال ابو عبد الله عليه السلام :

ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

قال النبى (صلى الله عليه و آله):

ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية‏». (3)

ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد:

اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».

قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك،

قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر،

قال: الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر،

قال: الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر،

 قال: الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر،

 قال: الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر،

قال: الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4)

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود:

قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود،

گفت: خداوندا ! رحمتت را مى‏خواهم،

فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند:

گفت: خداوندا ! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم

فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد.

گفت‏خداوندا ! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم،

فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدرتسبيحش را انجام دهد

گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم،

فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند:

گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم،

فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضيح:

ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر،

تقدير و اندازه‏گيرى است،

 خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر

سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت

و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) ص 95

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387;ساعت 7:58 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
شب قدر
 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (2)

اى عفو تو شامل گناهان

كوى تو پناه بى پناهان

بر خسته دلان شفاى دردى

محروم نكرده دردمندى

باز است درت بر آزمندان

اى عشق دل نيازمندان

جز تو كه نظر به حال ما كرد

يا گوش بر اين مقال ما كرد

بخشنده هر گناهى اى دوست

بر گم شدگان پناهى اى دوست

اى راز دل شكسته من

اى مرهم قلب خسته من

اى مونس من انيس جانم

اى يار و رفيق در نهانم

اى راه مرا چراغ روشن

آب و گل من زتست گلشن

اميد منى به هر دو عالم

دورم منما زخويش يك دم

بنگر ز گنه چه تيره روزم

چون شمع به درگهت بسوزم

باشد كه نظر كنى به حالم

بخشى به عنايتت كمالم

يادى زغريب بى نوا كن

از لطف, تو درد من دوا كن

مسكين به در تو دردمند است

دل خسته و زار و مستمند است(3)

ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چيست؟

شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و (( روح )) در آن شب به اذن پروردگار خود,

براى تقدير هر كارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت,

تا طلوع صبح است.

درباره سوره قدر, شب قدر, معناى قدر, تعيين شب قدر, تكاليف شب قدر و شيوه هاى

بهره جويى از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان, مطالب قابل اهميتى وجود دارد,

كه ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى دهيم.

ثواب قرائت

امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره (( انا انزلناه )) را با صداى بلند بخواند,

مثل كسى خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و

هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود

غلتيده است.(4)

معناى (( شب قدر))

چرا اين شب, (( شب قدر))ناميده شده, در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى

در آن رخ داده و رخ مى دهد؟

مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم (عليهم السلام),

درباره نام گذارى اين شب به (( شب قدر)) مطالب و دلايل زيادى آورده اند,

كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است:

1ـ شب قدر, يعنى شب بزرگ و با عظمت, زيرا در قرآن كريم (( قدر))

به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم :

( ما قدروا الله حق قدره )) (5) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و (( حبيش )) در كتاب

(( وجوه القرآن )) ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده (6) رمز اين بزرگى هم در

خود سوره (( قدر))بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر, از هزار ماه بهتر است.

2 ـ شب با ارزش و پر قيمت, جهت ديگرى براى معناى  (( قدر)) مى تواند باشد,

زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: (( عبادت )) در اين شب از عبادت در هزار ماه

بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم :

(( قدر جوانى , (( قدر )) سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى , بدان)).

داد حق عمرى  كه هر روزى از آن كس نداند قدر آن را در جهان

آن كه غافل بود از كشت و بهار

او چه داند قيمت اين روزگار؟

قيمت هر كاله مى دانى كه چيست

قيمت خود را ندانى ابلهى است!

3 ـ (( قدر)) به معناى (( سختى معيشت )) نيز آمده , در قرآن كريم مى خوانيم:

(( ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله )) (7) هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى

در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده, در راه خدا انفاق نمايد.

4 ـ طبق آيات متعدد قرآن كريم, ((قدر))به معناى اندازه گيرى, تقدير و تنظيم امور

آمده است. در آيه اى مى خوانيم :

ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم , و ما همواره بيم دهنده بوده ايم; و در آن شب :

(( فيها يفرق كل إمر حكيم )) (8) هر كارى , بر طبق حكمت خداوند,

تعيين و تنظيم مى گردد.))

راغب اصفهانى , مى نويسد : (( ليله القدر اى ليله قيضها لامور مخصوصه))

(9) شب قدر, يعنى شبى كه خداوند براى تنظيم و تعيين امور مخصوصى ,

آن را آماده و مقرر فرموده است.

طبق روايات فراوانى كه وارد شده, در شب قدر, سرنوشت افراد براى سال آينده,

مانند : رزق و روزى, مرگ و مير(10) , خوشى و ناخوشى, و امور و

حوادث ديگر زندگى , بر اساس استعدادها و لياقت ها, رقم مى خورد ,

و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم, در انسان هيچ گونه (( اجبار)) و (( سلب اختيارى))

به وجود نمی آورد.

اين كه فردا اين كنم يا آن كنم

اين دليل اختيار است اى صنم

و آن پشيمانى كه خوردى از بدى

ز اختيار خويش گشتى مهتدى

درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در (( شب قدر)) براى سال آتى آنان ,

امام صادق (ع) فرموده است : (( التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى

و عشرين , والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين)) (11) تقدير امور و سرنوشت ها

در شب نوزدهم , تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم

صورت مى گيرد.

آرى , به خاطر اهميت شب قدر, ارزش و عظمت آن, نزول فرشتگان بى شمار آسمانى

به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه

و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم :

(( من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا , غفر له ما تقدم من ذنبه)) (12) هر كس در

(( شب قدر)) از روى ايمان و اخلاص , به قيام و عبادت ايستد, گناهان گذشته او بخشيده

و آمرزيده مى شود.

كى فرستادى دمى بر آسمان

نيكيى كز پى نيامد مثل آن ؟

گر مراقب باشى و بيدار تو

بينى هر دم پاسخ كردار تو

چون شمارى جرم خود را و خطا

بحر بخشايش درآيد درعطا

كدام شب است؟

شب قدرى كه قرآن كريم , آن را (( بهتر از هزار ماه )) معرفى مى كند حدود يك صد حديث,

در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت, درباره عظمت آن واردشده, چه شبى مى باشد؟

مجموع مطالبى كه از قرآن كريم و احاديث شيعه و اهل سنت, در مورد تعيين (( شب قدر))

به دست می آيد را در موارد زير مى توان خلاصه نمود:

1 ـ در اين كه ((شب قدر)) در ماه مبارك رمضان قرار دارد, هيچ گونه ترديدى نمى توان به

 خود راه داد, چون از يك سو خداوند فرموده : قرآن در ماه رمضان نازل شده.(13)

و از سوى ديگر در سوره (( قدر)) هم آمده : آن (قرآن) را در (( شب قدر)) نازل كرديم ; و

اين كه (( شب قدر)) در ماه مبارك رمضان قرار دارد, مورد اتفاق روايات و مفسرين قرآن است.

2 ـ (( شب قدر)), در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد, روايات فراوان و نظريه هاى

 مفسران شيعه و اهل سنت, آن را حتمى مى شمارد.(14) پس در اين مورد هم ترديدى نيست.

(( عايشه )) روايت مى كند:

تلاش و كوششى را كه مى ديدم رسول خدا(ص), در دهه آخر ماه مبارك رمضان

انجام مى داد, در اوقات ديگر انجام نمى داد.(15)

حق شب قدر است در شبها نهان

تا كند جان هر شبى را امتحان

نه همه شبها بود قدر اى جوان

نه همه شب ها بود خالى از آن

3 ـ طبق روايات فراوانى كه در منابع شيعى آمده, شب هاى نوزدهم , بيست و يكم و

بيست و سوم ماه مبارك رمضان (( شبهاى قدر)) معرفى شده اند,(16) اما امام باقر(ع)

دايره آن را محدودتر نموده , و در پاسخ ((عبدالواحد بن مختار انصارى)) كه خواستار

تعيين يكى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود, فرموده اند: ما عليك إن تعمل فى ليلتين ,

هى احديهما.(17) ايرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش,

زيرا (( شب قدر)) يكى از اين دو شب مى باشد.

4 ـ در ميان شب بيست و يكم و شب بيست و سومـ در عين حالى كه خدا و رسول(ص)

و امامان( عليهم السلام ),  براى زنده نگهداشتن روح اميد و نشاط و اهميت به اطاعت و

عبادت بندگان و تقرب آنان, سعى در مخفى داشتن ((شب قدر)) داشته اند ـ آن طور كه از

تعدادى از احاديث استفاده مى شود, احتمال ((شب قدر)) بودن شب بيست و سوم را

مى توان تقويت نمود و معتبرتر دانست.

زيرا در چند روايت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه

مبارك رمضان سفارش مى كرد, امام على(ع) مى فرمايد: (( شب بيست و سوم )), در عين

حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود, رسول خدا(ع),

ما را به نماز وا مى داشت, و با وجود اين كه صورت و بينى آن حضرت, گل آلود شده بود,

 دست از عبادت و شب زنده دارى نمى كشيد.(18)

امشب شب بخشايش و انعام و عطاست

امشب شب آن است كه همراز خداست

امام باقر(ص) هم فرموده است: ((عبدالله بن انيس انصارى)), كه در ((جهينه)) زندگى مى كرد

و با مدينه فاصله داشت, به حضور رسول خدا(ص) رسيد و عرض كرد: من شتر و گوسفند و

 چوپانهايى دارم, و نمى توانم زياد در شهر بمانم, اما دوست مى دارم, يكى از شبهاى ماه

رمضان را برايم تعيين كنى, تا در آن شب به شهر آمده و به نماز و عبادت بپردازم.

رسول خدا(ص) او را نزديك خويش كشيد, و در گوش او چيزى گفت, آن مرد هم شب بيست

و سوم ماه مبارك رمضان, در مدينه حضور يافت, به عبادت و شب زنده دارى پرداخت,

 و صبح به محل و سراغ كار خود بازگشت.(19)

همچنين در روايت مى خوانيم: رسول خدا(ص) شب بيست و سوم, به صورت افراد آب

مى پاشيد تا آنها را خواب نگيرد چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) همه اعضاى خانواده را

وادار مى كرد, روز بخوابند, شب كم غذا بخورند تا بتوانند شب بيست و سوم را بيدار بمانند,

و مى فرمود: انسان محروم كسى است, كه از خير و فضيلت اين شب محروم بماند. (20)

اى دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب

هنگام تضرع و نياز است مخسب

بيدارى ما چراغ عالم باشد

يك شب تو چراغ را نگه دار مخسب

بارى, اگر چه با توجه به شواهد حديثى و تاريخى, احتمال ((شب قدر))بودن بيست و سوم

ماه مبارك رمضان را تاييد كرديم, اما همان طور كه دربالا هم اشاره شد, پيغمبر(ص) و امامان

معصوم(عليهم السلام), عنايت داشتند, كه ((شب قدر)) براى افراد مخفى بماند, تا آنان با اطاعت

 وعبادت در چند شب, براى درك ((شب قدر))و معارف و معنويات آن, تلاش و جستجوى

بيش ترى داشته باشند.

به روايت (( ابن ابى الحديد )) وقتى درباره تعيين (( شب قدر)) از امير مومنان(ع) سوال

مى شود, آن حضرت از مشخص كردن, طفره مى رود و مى فرمايد :

(( ليس إشك إن الله انما يسترها عنكم نظرا لكم, لا نكم لو إعلمكموها, عملتم فيها و تركتم

غيرها, وإرجو إن لا تخطئكم ان شإ الله))(21) در اين جهت ترديد ندارم, كه خداوند جهت

مخفى داشتن ((شب قدر)) به شما نظر و عنايت دارد, زيرا اگر آن را براى شما اعلام

داشته بود, در همان شب به عمل عبادت مى پرداختيد و عبادت در شب هاى ديگر را ترك

مى نموديد, ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى ديگر)

اميدوارم شما را محروم نگردانم.

تكاليف ((شب قدر))

دلا مى جوش همچون موج دريا

كه دريا گر بيارامد بگندد

براى عبادت و درك فضيلت و فيض شب قدر, عموما به مسجدها مى رويم, اما براى اين كه با

انجام اعمال جنبى ـ كه خود نيز اعمال پر فضيلتى است ـ خويشتن را براى درك عظمت و

فضايل عميق ((شب قدر))آماده تر گردانيم تا بتوانيم در نورانيت قرآن نورانى شويم و با

فرشتگان پاك آسمانى هم نوا گرديم و موجى در درياى روح خود ايجاد كنيم,

موج هاى تيز درياهاى روح

هست صد چندان كه بد طوفان نوح!

پيشوايان والامقام اسلام, ما را به انجام تكاليف زير دعوت نموده اند.

1 ـ غسل شب قدر

غسل, از يك سو عبادت است, چون مى بايست به ((نيت تقرب و اطاعت خداوند)) انجام شود,

و از سوى ديگر نظافت و بهداشت مى باشد, چون با شست وشوى بدن, هر مومنى خود را

براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ايمان آماده و منظم مى گرداند.

امام صادق(ع) فرموده است:((هركس براى شب هاى هفدهم,نوزدهم,بيست و يكم و بيست سوم

 ماه مبارك رمضان, كه اميد ((شب قدر))بودن آنها مى رود, غسل انجام دهد, از گناهان پاك

مى گردد, و مانند روزى مى شود كه از مادر متولد گرديده است)).(22)

2 ـ احيا و ((شب زنده دارى))

همان طور كه در سيره پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه كرديم, احيا, بيدار بودن و

 (( شب هاىقدر)) را باعبادت سپرى نمودن, از تكاليف ديگر در اين شب ها مى باشد. بارى,

شب زنده دارى با عبادت و دعا, وظيفه اى براى همه شب هاى (( قدر)) است,

اما امام حسن عسكرى (ع) فرموده :

فلا يفوتك احيإ ليله ثلاث و عشرين;(23) اگر نتوانستى در شب هاى ديگر احيا داشته باشى,

سعى كن احيا و شب زنده دارى شب بيست و سوم را از دست ندهى.

امام باقر(ع) نيز, فرموده است: هر كس (( شب قدر)) را احيا بدارد,

خداوند مهربان گناهان او را مىآمرزد... .(24)

اما نكته بسيار مهمى كه درباره (( احيا )) بايد مورد توجه باشد, اين است كه,

اولا: شب را تاسفيده صبح به عبادت و دعا بگذرانيم; ثانيا: ((به بيدارى چشم)) قناعت نكنيم,

زيرا آنچه داراى اهميت فوق العاده است, ((بيدارى دل)) و آگاهى و بصيرتى است كه انسان

را در محضر الهى و قرآن كريم و فرشتگان آسمانى, مودب و منظم و لايق گرداند.

اى بسا بيدار چشم و خفته دل

خود چه بيند چشم اهل آب و گل؟

زيرا, فرشتگان آسمانى كه به زمين نزول مى كند, طبق روايت نخست به محضر حضرت

 صاحب الامر(ع) شرف حضور مى يابند,(25) تا علاوه بر سلامت آفرينى در (( شب قدر))

يا سلام رسانى به بندگان,(26) پيام ((الله)) را به ((حجه الله (ع))) ابلاغ دارند(27) و طبيعى

 است اگر ((حجه الله(ع)))از وضع ((عباد الله)) رضايت و خرسندى داشته باشد, وضع تقدير

و سرنوشت سال آينده ((عباد الله)) از جانب ((الله)), وضع بهتر و سعادتمندانه ترى خواهد بود.

3 ـ قرآن بر سر گرفتن

تكليف ديگر ((شبهاى قدر)), قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته, در ماه خدا و خانه

خدا, كتاب خدا را گشوده, به سرگرفته و آن را شفيع خود قرار مى دهند. آن ها به محتواى

قرآن مى انديشند, به آغوش آن پناه مى برند و با قرآن پيوند و پيمان مجدد برقرار مى نمايند,

تا با معارف نورانى آن, همه زواياى زندگى خويش را نورانى و متعالى گردانند.

البته براى آگاهى به خصوصيات كامل اين اعمال به كتاب هاى دعا بايد مراجعه نمود. (28)

امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى((قدر)) قرآن كريم را جلوى خود قرار دهيد,

آن را بگشاييد و بخوانيد: ((اللهم انى إسئلك بكتابك المنزل, وما فيه وفيه اسمك الاكبر, وإسمائك

الحسنى, وما يخاف ويرجى, إن تجعلنى من عتقائك من النار)).(29)

4 ـ نماز و دعا

امام صادق(ع) فرموده است: در هر يك از دو شبهاى قدر صد ركعت نماز مى بايست خوانده

شود.(30) آن حضرت, خود نيز اين عمل را انجام مى داد, چنانكه از سر شب تا سفيده صبح به

دعا و مناجات با خداوند مى پرداخت.(31)از جمله دعاهايى كه به خواندن آنها سفارش شده

دعاى جوشن كبير مى باشد.

5 ـ استغفار و توبه

اگر چه روزه دارى خود عامل شست و شوى بخشى از گناهان مى باشد, اما براى وارد شدن

به ماه مبارك رمضان, به خصوص دريافت فيض شب هاى(( قدر))اداى دين خالق و خلق هم,

لازم خواهد بود, در عين حال, در اين شب هاى نورانى, كه به بيان امام صادق(ع):

(( درهاى رحمت الهى, به روى بندگان گشوده مى گردد.(32) درخواست آمرزش گناهان,

توبه و انابه و گريه و ناله به درگاه خداوند, براى رفع گرفتارىها و رسيدن به حاجت هاى

مادى و معنوى, كارى ضرورى خواهد بود.

چون خدا خواهد كه مان يارى كند

ميل مان را جانب زارى كند

ز ابر گريان شاخه سبز وتر شود

زان كه شمع از گريه روشن تر شود

به هر حال, عظمت و تكاليف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز((قدر)) فراوان است, كه اين

 مقال را مجال آن نيست, فقط به طور خلاصه مى توان گفت: شب قدر , شب وصل است و

آداب و تكاليفى را هم كه تاكنون برشمرديم سراسر مى تواند مقدمه وصال محبوب باشد.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387;ساعت 7:57 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
تفسیر سوره قدر
 

تفسير سوره قدر

سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد

سوره قدر آيات 1 - 5

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .

ترجمه آيات

به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را

( كه رحمت واسع و حكمت جامع است ) در شب قدر نازل كرديم (1).

و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟ (2).

شب قدر( در مقام و مرتبه ) از هزار ماه بهتر و بالاتر است (3).

در اين شب فرشتگان و روح ( يعنى جبرئيل ) به اذن خدا از هر فرمان

( و دستور الهى و سرنوشت‏خلق ) نازل مى‏شوند (4).

اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه (5).

بيان آيات

اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى‏كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه

بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى‏شوند، و اين سوره ، هم احتمال

مكى بودن را دارد ، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از

امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست،

و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)

ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناك شد، و

خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه

 حكومت‏بنى اميه است).

"انا انزلناه فى ليلة القدر"

ضمير در"انزلناه"به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش اين است كه: مى‏خواهد بفرمايد همه قرآن

را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال

كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.

و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى‏فرمايد

: "و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة" (1) ، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن

شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست‏سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده

اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.

پس مدلول آيات اين مى‏شود كه قرآن كريم دو جور نازل شده،

يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه

آيه شريفه و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا" (2) ، نزول تدريجى آن

را بيان مى‏كند، و همچنين آيه زير كه مى‏فرمايد: "و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة

 واحدة كذلك لنثبت‏به فؤادك و رتلناه ترتيلا" (3) .

و بنا بر اين، ديگر نبايد به گفته بعضى (4) اعتنا كرد كه گفته‏اند: معناى آيه " انزلناه " اين است

كه شروع به انزال آن كرديم، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است، كه در آن شب

 يكباره نازل شد نه همه آن.

و در كلام خداى تعالى آيه‏اى كه بيان كند ليله مذكور چه شبى بوده ديده نمى‏شود بجز آيه

" شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن " (5) كه مى‏فرمايد:

قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى‏شود

شب قدر يكى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اينكه كداميك از شب‏هاى آن است در قرآن

 چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده، تنها از اخبار استفاده مى‏شود، كه ان شاء الله در بحث

روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى‏گذرد.

در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و

اندازه‏گيرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث

يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏كند، زندگى، مرگ، رزق ،

سعادت، شقاوت و چيزهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى‏سازد، آيه سوره دخان هم كه در

وصف شب قدر است‏بر اين معنا دلالت دارد:

فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك" (6) ، چون" فرق "،

به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، و فرق هر امر حكيم جز

اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص

سازند.

و از اين استفاده مى‏شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن درآن

شبش نازل شد نيست، بلكه با تكرر سنوات، آن شب هم مكرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان

ازهر سال قمرى شب قدرى هست، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد

اندازه گيرى و مقدر مى‏شود.

براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن يكپارچه

نازل شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آينده

تعيين گردد. علاوه بر اين، كلمه " يفرق " به خاطر اينكه فعل مضارع است استمرار را

 مى‏رساند، در سوره مورد بحث هم كه فرموده: " شب قدر از هزار ماه بهتر است "و نيز

 فرموده :  " ملائكه در آن شب نازل مى‏شوند "مؤيد اين معنا است.

پس وجهى براى تفسير زير نيست كه بعضى (7) كرده و گفته‏اند : شب قدر در تمام دهر

فقط يك شب بود، و آن شبى بود كه قرآن در آن نازل گرديد، و ديگر تكرار نمى‏شود.

و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى (8) كرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود

شب قدر در هر سال تكرار مى‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از

بين برد.و نيز سخن آن مفسر (9) ديگر كه گفته: شب قدر تنها يك شب معين در تمام

سال است نه در ماه رمضان.و نيز سخن آن مفسر (10) ديگر كه گفته:

شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال يك شب نامعلومى است،

در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى ديگر در ماههاى ديگر،

مثلا شعبان يا ذى القعده واقع مى‏شود، هيچ يك از اين اقوال درست نيست.

بعضى (11) ديگر گفته‏اند : كلمه " قدر" به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن

را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا

عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته.

بعضى (12) ديگر گفته‏اند : كلمه " قدر" به معناى ضيق و تنگى است، و شب قدر را بدان

جهت قدر خوانده‏اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى‏گردد.و اين دو وجه به طورى كه

ملاحظه مى‏كنيد چنگى به دل نمى‏زند.

پس حاصل آيات مورد بحث‏به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكى از

شبهاى ماه مبارك رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احكام مى‏شود،

البته منظورمان" احكام"از جهت اندازه‏گيرى است، خواهيد گفت پس هيچ امرى از آن صورت

كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ

 مى‏گوييم: نه، هيچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر

 محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدير، امرى ديگر

است، همچنان كه هيچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولى مشيت الهى

آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده: " يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب"

(13) .

علاوه بر اين، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرايط تحققش

 موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام

 تقدير بشود، و بعضى ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات بر مى‏آيد و به

 زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با اين وجه سازگار نيست.

"و ما ادريك ما ليلة القدر"

اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اينكه ممكن بود در نوبت

 دوم ضمير ليلة القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد.واضح‏تر بگويم،

 بااينكه مى‏توانست‏بفرمايد: "و ما ادريك ما هى، هى خير من الف شهر"

براى بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود:

"و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر".

"ليلة القدر خير من الف شهر"

اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله"و ما ادريك ما ليلة القدر"بدان اشاره شده بود،

 يعنى عظمت آن شب را بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامى ارجمند

دارد كه از هزار شب بهتر است.

و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى كه مفسرين تفسير كرده‏اند بهتر بودنش

از حيث فضيلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است، چون همه عنايت

 قرآن در اين است كه مردم را به سوى خدا نزديك، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده‏دارى

آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممكن است همين معنا را از آيه

سوره دخان نيز استفاده كرد، چون در آنجا شب قدر را پر بركت‏خوانده، و فرموده:

" انا انزلناه فى ليلة مباركة" (14) .البته در اين ميان معناى ديگرى نيز هست،

كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده خواهد آمد.

" تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر"

كلمه" تنزل " در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است كه از عالم امر

است و خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربى" (15) ، و اذن در هر چيز

به معناى رخصت دادن در آن است، و يا به عبارت ديگر اعلام اين معنا است كه مانعى از

اين كار نيست.

و كلمه " من " در جمله " من كل امر" به گفته بعضى (16) از مفسرين به معناى باء است.

بعضى (17) ديگر گفته‏اند : به معناى خودش است، يعنى ابتداى غايت، ولى سببيت را هم

مى‏رساند، و آيه را چنين معنا مى‏دهد: "ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و

به سبب هر امرى الهى نازل مى‏شوند".

بعضى (18) ديگر گفته‏اند: باء براى تعليل به غايت است، و معنايش اين است "

ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، براى خاطر اينكه هر

امرى را تدبير كنند".

ليكن حق مطلب اين است كه :

مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد كه آيه "انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون" (19)

 تفسيرش كرده، حرف"من"براى ابتدا خواهد بود، و در عين حال سببيت را هم مى‏رساند، و به

 آيه چنين معنا مى‏دهد: "ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، در

 حالى كه نزولشان را ابتدا مى‏كنند و هر امر الهى را صادر مى‏نمايند".

و اگر منظور از امر مذكور هر امر كونى و حادثه‏اى باشد كه بايد واقع گردد، در اين صورت

 حرف"من" به معناى لام تعليل خواهد بود، و آيه را چنين معنا مى‏دهد: ملائكه و روح در آن شب

به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند براى خاطر تدبير امرى از امور عالم.

"سلام هى حتى مطلع الفجر"

در مفردات گفته: كلمه"سلام"و"سلامت"به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است

(20) .

پس جمله"سلام هى"اشاره است‏به اينكه عنايت الهى تعلق گرفته است‏به اينكه رحمتش شامل همه

 آن بندگانى بشود كه به سوى او روى مى‏آورند، و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب نقمتش

 و عذابش بسته باشد، به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد.و لازمه اين معنا آن است كه طبعا در آن

 شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود، همچنان كه در بعضى از روايات هم به اين معنا اشاره

 رفته است.

ولى بعضى (21) از مفسرين گفته‏اند: مراد از كلمه"سلام"اين است كه: در آن شب ملائكه از هر

 مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مى‏دهند.برگشت اين معنا هم به همان معناى اول است و

 اين دو آيه يعنى آيه"تنزل الملئكة و الروح"تا آخر سوره در معناى تفسيرى است‏براى آيه قبلى كه

 مى‏فرمود "ليلة القدر خير من الف شهر".

بحث روايتى

در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت آورده كه گفت: به رسول خدا(ص) عرضه

داشتم يا رسول الله آيا شب قدر شبى است كه در عهد انبياء بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و

 چون از دنيا مى‏رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مى‏شده است؟فرمود: نه بلكه شب قدر تا

 قيامت هست (22) .

مؤلف: در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده (23) .

و در مجمع البيان است كه از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده كه گفت: از امام

 صادق(ع)از شب قدر پرسيدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بيست و يكم و بيست و سوم

 جستجويش كن (24) .

مؤلف: در معناى اين روايات رواياتى ديگر نيز هست، و در بعضى از اخبار ترديد بين دو شب

 شده، يكى بيست و يكم و ديگرى بيست و سوم، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام

باقر(ع)روايت كرده (25) . و از رواياتى ديگر استفاده مى‏شود كه شب قدر خصوص بيست و

 سوم است، و اگر معينش نكرده‏اند به منظور تعظيم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به

امر آن اهانت نكنند (26) .

و نيز در تفسير عياشى در روايت عبد الله بن بكير از زراره از يكى از دو امام باقر و صادق(ع)

آمده كه فرمود: شب بيست و سوم همان شب جهنى است، و حديث جهنى اين است كه گفت: به

 رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدينه دور است، دستورم بده در شب معينى داخل

 مدينه شوم فرمود: شب بيست و سوم داخل شو (27) .

مؤلف: حديث جهنى كه نامش عبد الله بن انيس انصارى بود، از طرق اهل سنت نيز روايت‏شده،

 و سيوطى آن را در الدر المنثور از مالك و بيهقى نقل كرده (28) .

و در كافى به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدير در نوزدهم

 و ابرام در شب بيست و يكم و امضا در شب بيست و سوم است (29) .

مؤلف: در اين معنا هم روايات ديگرى هست (30) .

پس معلوم شد آنچه همه روايات مختلفى كه از ائمه اهل بيت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند اين

 است كه: شب قدر تا روز قيامت‏باقى است، و همه‏ساله تكرار مى‏شود، و نيز ليلة القدر شبى از

 شبهاى رمضان، و نيز يكى از سه شب نوزده و بيست و يك و بيست و سه است.

و اما از طرق اهل سنت روايات به طور عجيبى اختلاف دارند كه به هيچ وجه نمى‏شود بين آنها

 را جمع كرد، ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم است، و در آن شب

 بوده كه قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر

المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند.

و در الدر المنثور است كه خطيب از ابن مسيب روايت كرده كه گفت: رسول خدا (ص)فرمود:

 در خواب به من نشان دادند كه بنى اميه بر منبرم بالا مى‏روند، و اين معنا بر من سخت گران

آمد و خداى تعالى در اين مناسبت‏سوره"انا انزلناه فى ليلة القدر"را نازل كرد (31) .

مؤلف: نظير اين روايت را خطيب هم در تاريخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذى و ابن جرير،

 طبرانى، ابن مردويه و بيهقى هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده‏اند (32) .و در

 اين ميان روايات بسيارى در اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت(ع) نقل شده، و در آنها

آمده كه خداى تعالى ليلة القدر را كه بهتر از هزار ماه سلطنت‏بنى اميه است‏به عنوان تسليت‏به

 رسول خدا(ص)عطا فرمود (33) .

و در كافى به سند خود از ابن ابى عمير از عده‏اى راويان از امام صادق(ع) روايت آورده كه

 گفت: بعضى از اصحاب ما اماميه كه به نظرم مى‏آيد سعيد بن سمان بود از آن جناب پرسيد:

 چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب

قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر

نباشد (34) .

و در همان كتاب به سند خود از فضيل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از

امام باقر(ع)از معناى آيه"انا انزلناه فى ليلة مباركة"سؤال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه‏ساله

 در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مى‏شود شبى است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده، و

آن شبى است كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "فيها يفرق كل امر حكيم".

آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه‏اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مى‏شود، چه خير

 و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندى كه قرار است متولد شود، و يا اجلى كه بنا

است فرا رسد، و يا رزقى كه قرار است(تنگ و يا وسيع)برسد، پس آنچه در اين شب مقدر

 شود، و قضايش رانده شود قضايى است‏حتمى، ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها

محفوظ است(و خدا با حتمى كردن مقدرات، العياذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمى‏زند).

حمران مى‏گويد: پرسيدم منظور خداى تعالى از اينكه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار

 شب"چيست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زكات و انواع خيرات در آن شب بهتر است از همان

اعمال در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير مؤمنين را

 مضاعف نمى‏كرد، مؤمنين بجايى نمى‏رسيدند، ولى خدا پاداش حسنات ايشان را مضاعف مى‏كند

 (35) .

مؤلف: منظور امام از اينكه فرمود: "ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است"،

اين است كه قدرت خداى تعالى هميشه مطلق است، او هر زمان هر كارى را بخواهد مى‏كند، هر

 چند قبلا خلاف آن را حتمى كرده باشد، و خلاصه حتمى كردن يك مقدر قدرت مطلقه او را مقيد

نمى‏كند، او مى‏تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كارى را

نمى‏كند.

و در مجمع است كه از ابن عباس از رسول خدا(ص)روايت

شده كه فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در سدرة المنتهى هستند و جبرئيل يكى

 از ايشان است نازل مى‏شوند، در حالى كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده پرچم‏هايى را به

 همراه دارند، يك پرچم بالاى قبر من، و يكى بر بالاى بيت المقدس، و پرچمى در مسجد الحرام

و پرچمى بر طور سينا نصب مى‏كنند، و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اى در اين نقاط نمى‏ماند مگر آنكه

 جبرئيل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت‏خوك و يا

 زعفران ماليدن به بدن خود باشد (36) .

و در تفسير برهان از سعد بن عبد الله روايت كرده كه به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه

 گفت: با امام صادق(ع)بودم كه سخن از پاره‏اى خصائص امام در هنگام ولادت به ميان آمد،

فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود امام مستوجب روح بيشترى مى‏گردد.عرضه داشتم فدايت‏شوم

مگر روح همان جبرئيل نيست؟فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است، و جبرئيل از سنخ ملائكه

است، و روح از آن سنخ نيست، مگر نمى‏بينى خداى تعالى فرموده: "تنزل الملئكة و الروح"پس

 معلوم مى‏شود روح غير از ملائكه است (37) .

مؤلف: روايات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسيار زياد است، ( كه ما در اينجا

 مختصرى از آن را آورديم ) ، و در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر شده،

 از قبيل اين كه: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند، هوا در صبح آن شب معتدل

است، و ليكن چون اين علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنين است، لذا از ذكر آن روايات

خوددارى نموديم.

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387;ساعت 7:54 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
نمازهای وارده ماه مبارک رمضان
 

نمازهاى وارده در اين ماه

علامه مجلسى_ رحمه الله عليه_ در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان

به نقل از مفاتيح الجنان نوشته است:

* نماز شب اول, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد.

* نماز شب دوم, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد بيست بار انا انزلناه.

* نماز شب سوم, ده ركعت, در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد.

* نماز شب چهارم,هشت ركعت, در هر ركعت بحمدبو بيست مرتبه انا انزلناه.

* نماز شب پنجم,دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد و بعد از سلام

صد مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.

* نماز شب ششم, چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سوره تبارك الذى بيده الملك.

* نماز شب هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه انا انزلناه.

* نماز شب هشتم, دو ركعت, در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و

بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله.

* نماز شب نهم,شش ركعت, ميان نماز شام و خفتن, در هر ركعت حمد و هفت مرتبه

آيه الكرسى و پس از آن پنجاه مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.

* نماز شب دهم,بيست ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد.

* نمازشب يازدهم, دو ركعت,در هر ركعت حمد و بيست بار انااعطيناك الكوثر.

* نماز شب دوازدهم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه انا انزلناه.

* نماز شب سيزدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد.

* نماز شب چهاردهم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه اذا زلزلت.

* نماز شب پانزدهم,چهار ركعت, در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و

در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد.

* نماز شب شانزدهم,دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه الهيكم التكاثر.

* نماز شب هفدهم, دو ركعت, در ركعت اول حمد و هر سوره كه خواهد و در

ركعت دوم حمد و صد بار توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الا الله.

* نماز شب هجدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج بار انا اعطيناك الكوثر.

* نماز شب نوزدهم, پنجاه ركعت حمد و پنجاه مرتبه اذا زلزلت. و گويا مراد آن باشد

 كه در هر ركعت يك بار بخواند زيرا در يك شب دو هزار و پانصد بار اذا زلزلت

خواندن دشوار است.

* نماز شب بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم

در هر يك هشت ركعت به هر سوره اى كه ميسر شود.

* نماز شب بيست و پنجم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و ده بار توحيد.

* نماز شب بيست و ششم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و صد بار توحيد.

* نماز شب بيست و هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و تبارك الذى بيده الملك.

 و اگر نتوانست بيست مرتبه توحيد.

* نماز بيست و هشتم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و صد مرتبه آيه الكرسى وصد مرتبه

توحيد و صد مرتبه كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد.

نماز شب بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين صورت است:

شش ركعت نماز كند به فاتحه الكتاب و ده مرتبه با آيه الكرسى و ده مرتبه كوثر و

ده مرتبه قل هو الله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر

ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ صلوات بفرستد.

* نماز بيست و نهم, دو ركعت, درهر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد.

* نماز سى ام, دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و در پايان صد بار

صلوات بر محمد و آل محمد, و اين نمازها همين طور كه گفته شد,

هر دو ركعت يك سلام دارد.

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387;ساعت 7:53 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
تسلیت ( وفات بزرگ بانوی اسلام )
 

منبع تصویر : http://eileia.blogfa.com/

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387;ساعت 9:41 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
ماه رمضان ماه برکت الهی
 

التماس دعا

منبع تصاویر : http://parizad-hamraz.blogfa.com/

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387;ساعت 9:34 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
اعمال مشترک ماه رمضان
 

اعمال مشترك ماه مبارك رمضان

اعمال مشترك اين ماه چهار گونه است :

نخست , اعمالى است كه در هر شب و روز اين ماه به جا آورده مى شود:

سيد بن طاوس از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم عليهم السلام 

آورده كه فرمودند: پس از هر فريضه اى در ماه رمضان مى خوانى :

اَللّـهُمَّ ارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامي هذا وَفي كُلِّ عامٍ ما اَبْقَيْتَني

في يُسْرٍ مِنْكَ وَعافِيَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ ،

وَلا تُخْلِني مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ ،

وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ ، وَزِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ،

وَفي جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ فَكُنْ لي،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَساَلُكَ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ،

مِنَ الْقَضاءِ الَّذي لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَني مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ،

الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ،

واجْعَلْ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْري، وَتُوَسِّعَ عَلَيَّ رِزْقي،

وَتُؤدِّي عَنّي اَمانَتي وَدَيْني آمينَ رَبَّ الْعالَمين.

خدايا! در اين سال و هر سال, تا زمانى كه عمرم باقى است

و در آسايش و گشايش روزى به سر مى برم, زيارت خانه ات بيت الحرام 

را نصيبم گردان. و مرا از درك موقف هاى گرامى و ديدن مكان هاى شريف

و زيارت قبر پيغمبرت كه درودت بر او و آلش باد محروم مكن.


و در برآوردن جميع احتياجات دنيا و آخرتم يارىام كن.

اى خدا! از تو درخواست مى كنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را كه در شب قدر

حتمى قرار دادى و ديگر برگشت و تغييرى نمى پذيرد,

مرا از حجاج بيت الحرامت قرار دهى. حاجيانى كه حجشان پسنديده,

سعيشان پذيرفته, گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشيده شده است.

و عمر طولانى در راه بندگى ات وروزىام را فراوان قرار ده و امانت ها

و قرضم را ادا فرما.


هم چنين دنبال نمازها مى خوانى :

يا عَلِيُّ يا عَظيمُ، يا غَفُورُ يا رَحيمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَهُوَ

السَّميعُ الْبَصيرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ

 الشَّهْرُ الَّذي فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَيَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذي اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، هُدىً

لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ

شَهْرٍ، فَيا ذَا الْمَنِّ وَلا يُمَنُّ عَلَيْكَ، مُنَّ عَلَيَّ بِفَكاكِ رَقَبَتي مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنَّ عَلَيْهِ،

وَاَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تويى خداى بزرگ كه هيچ

مانندى ندارد و به گفتار و كردار خلق شنوا و بينا است. و اين ماهى كه مقامش را

بلند گردانيدى و بر ديگر ماه ها كرامت و شرافت بخشيدى, و روزه اش را بر من

واجب گردانيدى, ماه رمضان است.


ماهى كه در آن قرآن را براى راهنمايى مردم و نشان دادن راه هدايت

و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در اين ماه مقرر داشتى

و نيز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت كه

هيچ كس بر تو منت ندارد, در ميان آن همه بندگانت كه منت گزارده اى

بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت هميشگى داخل گردان!

به حق رحمت بى پايانت اى مهربان ترين مهربانان.


- و شيخ كفعمى در مصباح و بلدالامين و شيخ شهيد در مجموعه از

حضرت رسول (ص)نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود:

هر كه اين دعا را در ماه رمضان بعد ازهرنماز واجبى بخواند,

حق تعالى گناهان او را تا روز قيامت بيامرزد, و دعا اين است:

اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اَللّـهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقيرٍ،

اَللّـهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جائِعٍ، اَللّـهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ،

اَللّـهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ، اَللّـهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ،

اَللّـهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَريبٍ، اَللّـهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ،

اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ،

اَللّـهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ،

اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ،

اَللّـهُمَّ غَيِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ،

اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ .

اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا كن;

فقيران را بى نياز گردان; خدايا گرسنگان را سير گردان;

برهنگان را لباس بپوشان; خدا بدهى برهكاران را ادا فرما;

سوگواران را دل شاد ساز; خدايا هر غريبى را به وطن باز رسان;

هر اسيرى را آزادى بخش;

خدايا فسادگران در كار مسلمانان را اصلاح فرما;

بيماران را شفا عنايت كن; اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند;

بدىهاى ما را به خوبى صفات خودت تغيير ده;

خدايا ديَن ما را ادا فرما و نادارى ما را به دارايى و بى نيازى بدل گردان كه 

دوم, كارهايى كه در شب هاى ماه رمضان بايد به جا آورد;

و آن چند چيز است: تو بر هر چيز توانايى.


اول:

افطار كه مستحب است بعد از نماز, صورت گيرد;

مگر آن كه ضعف براو غلبه كرده باشد يا جمعى منتظر باشند.


دوم:

با چيز پاكيزه و حلال و به دور از شبهات افطار نمايد.

و بهتر آن است كه با خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد.

اگر با خرما, آب, رطب, شير, حلوا, نبات و با آب گرم,

و يا هر كدام از اين ها افطار كند, نيز خوب است.


سوم:

هنگام افطار دعاهاى وارده در اين باره را بخواند

; از جمله آن كه بگويد:


اللهم لك صمت و على رزقك افطرت و عليك توكلت

(خدايا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى كنم و بر تو توكل دارم.

تا خدا ثواب هر كسى را كه در اين روز روزه داشته است, به او عطا كند,

و اگر دعاى اللهم رب النور العظيم را كه سيد و كفعمى روايت كرده اند بخواند,

فضيلت بسيار يابد.


و روايت شده كه حضرت امير المومنين على (ع) هر گاه مى خواست

افطار كند مى گفت:


بسم الله; اللهم لك صمنا و على رزقك افطرنا, فتقبل منا انك السميع العليم.


به نام خدا. خدايا براى تو روزه گرفتيم و به روزى تو افطار كرديم;

پس از ما قبول كن, زيرا كه تو شنواى دانايى.


چهارم:

هنگام لقمه اول بگويد :


بسم الله الرحمن الرحيم;

يا واسع المغفرة اغفر لى

به نام خداوند بخشاينده مهربان;

اى كه آمرزش باو گسترده است, بيامرز مرا. تا خدا او را بيامرزد.


و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان,

خدا هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى كند;

پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آن ها قرار دهد.


پنجم:

در وقت افطار سوره قدر بخواند.


ششم:

در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد;

اگر چه به چنددانه خرما يا شربتى آب باشد. و از حضرت رسول (ص)

روايت شده كسى كه روزه دارى را افطار دهد ,

مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود ;

بدون آن كه چيزى از آن كم شود.

و نيز از آنِ او خواهد بود ثواب كار نيكويى كه به جا آورد آن افطار

كرده كه فرمود :

مومنى كه لقمه اى را در ماه رمضان به مومنى بدهد,

حق تعالى براى او اجر كسى را مى نويسد كه سى بندهء موءمن آزاد

كرده باشد و نيز از آن او است نزد حق تعالى يك دعاى پذيرفته شده.


هفتم :

در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.


هشتم :

اگر ممكن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.


نهم :

در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.


دهم :

در خبر آمده كه هر كس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا

را در نماز مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد.

و از اعمالى كه مستحب است

در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود,

خواندن هزار ركعت نماز در سرتاسر اين ماه است.

و اين مطلب را عالمان بزرگ و فقيهان وارسته در كتاب هاى خود

اشاره كرده

سوم : كارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارك رمضان است.

و آن چند كار است:

و نوشته اند.


اول: سحرى خوردن, و سحرى را ترك نكند,

اگر چه با يك دانه خرماى زبون يا يك ليوان آب باشد.

و بهترين سحرها سويق يعنى قاووت و خرما است.

 و در خبر آمده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند

بر كسانى كه در سحرها استغفار مى كنند,

و سحرى مى خورند.


دوم: سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند,

كه هر كس اين سوره را در وقت افطار كردن

و سحر بخواند گويى ثواب كسى را دارد كه در راه خدا

در خون خود بغلتد.


سوم : بخواند دعاى شريفى را كه از حضرت امام رضا(ع)

نقل شده كه فرموده اند:

اين دعايى است كه حضرت امام محمد باقر(ع) در سحرهاى

ماه رمضان (دعاى سحر)مى خواندند.

التماس دعا

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387;ساعت 9:16 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
نمازهای وارده ماه مبارک رمضان
 

نمازهاى وارده در اين ماه

علامه مجلسى_ رحمه الله عليه_ در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان

به نقل از مفاتيح الجنان نوشته است:

* نماز شب اول, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد.

* نماز شب دوم, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد بيست بار انا انزلناه.

* نماز شب سوم, ده ركعت, در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد.

* نماز شب چهارم,هشت ركعت, در هر ركعت بحمدبو بيست مرتبه انا انزلناه.

* نماز شب پنجم,دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد و بعد از سلام

صد مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.

* نماز شب ششم, چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سوره تبارك الذى بيده الملك.

* نماز شب هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه انا انزلناه.

* نماز شب هشتم, دو ركعت, در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و

بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله.

* نماز شب نهم,شش ركعت, ميان نماز شام و خفتن, در هر ركعت حمد و هفت مرتبه

آيه الكرسى و پس از آن پنجاه مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.

* نماز شب دهم,بيست ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد.

* نمازشب يازدهم, دو ركعت,در هر ركعت حمد و بيست بار انااعطيناك الكوثر.

* نماز شب دوازدهم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه انا انزلناه.

* نماز شب سيزدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد.

* نماز شب چهاردهم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه اذا زلزلت.

* نماز شب پانزدهم,چهار ركعت, در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و

در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد.

* نماز شب شانزدهم,دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه الهيكم التكاثر.

* نماز شب هفدهم, دو ركعت, در ركعت اول حمد و هر سوره كه خواهد و در

ركعت دوم حمد و صد بار توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الا الله.

* نماز شب هجدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج بار انا اعطيناك الكوثر.

* نماز شب نوزدهم, پنجاه ركعت حمد و پنجاه مرتبه اذا زلزلت. و گويا مراد آن باشد

 كه در هر ركعت يك بار بخواند زيرا در يك شب دو هزار و پانصد بار اذا زلزلت

خواندن دشوار است.

* نماز شب بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم

در هر يك هشت ركعت به هر سوره اى كه ميسر شود.

* نماز شب بيست و پنجم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و ده بار توحيد.

* نماز شب بيست و ششم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و صد بار توحيد.

* نماز شب بيست و هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و تبارك الذى بيده الملك.

 و اگر نتوانست بيست مرتبه توحيد.

* نماز بيست و هشتم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و صد مرتبه آيه الكرسى وصد مرتبه

توحيد و صد مرتبه كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد.

نماز شب بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين صورت است:

شش ركعت نماز كند به فاتحه الكتاب و ده مرتبه با آيه الكرسى و ده مرتبه كوثر و

ده مرتبه قل هو الله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر

ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ صلوات بفرستد.

* نماز بيست و نهم, دو ركعت, درهر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد.

* نماز سى ام, دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و در پايان صد بار

صلوات بر محمد و آل محمد, و اين نمازها همين طور كه گفته شد,

هر دو ركعت يك سلام دارد.

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387;ساعت 9:15 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
دعای سحر ماه مبارک رمضان
 
دعاى سحرهاى ماه مبارك رمضان

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهائِكَ بَهِىٌّ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ جَليلٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي أسْاَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي أسَأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِاَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي أسْاَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ اَسمائِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ اَسْمائِكَ كَبيرَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِاَسْمائِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي أسْاَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتي اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْلِكَ رَضِيٌّ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِاَحَبِّها اِلَيْكَ وكلها اِلَيْكَ حَبيبَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلطانِكَ دائِمٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ وَكُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ اياتِكَ بِاَكْرَمِها وَكُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَالْجَبَرُوتِ، وَاَسْاَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ جَبَرُوتٍ وَحْدَها،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِما تُجيبُني بِهِ حينَ اَسْاَلُكَ فَاَجِبْني يا اَللهُ .

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387;ساعت 9:30 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
ادعیه ماه مبارک رمضان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دعای روز اول :

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .

 

 

دعای روز دوم :

خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

 

 

دعای روز سوم :

خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان .

 

 

دعای روز چهارم :

خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم .

 

 

دعای روز پنجم :

خدایا مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده ، به حق لطف و رأفتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

 

 

دعای روز ششم :

خدایا مرا در این روز  به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز وبه ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان ، به حق احسان ونعمتهای بیشمار تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان .

 

 

دعای روز هفتم :

خدایا مرا در این روز به روزه و اقامه نماز یاری کن و از لغزشها و گناهان دور ساز وذکر دائم که تمام روز به یاد تو باشم نصیبم فرما ، به حق توفیق بخشی خود ای رهنمای گمراهان عالم .

 

 

دعای روز هشتم :

خداوندا در این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما ، به حق انعامت ای پناه آرزومندان عالم .

 

 

دعای روز نهم :

ای خدا مرا نصیبی کامل از رحمت واسطه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایت فرما و پیشانی مرا بگیر و به سوی رضا وخشنودی که جامع هر نعمت است سوق ده ، به حق دوستی ومحبتت ای آرزوی مشتاقان .

 

 

دعای روز دهم :

خداوندا مرا در این روز از آنان که در تمام امور بر تو توکل کنند ونزد تو فوز وسعادت یابند واز مقربان درگاه تو باشند قرار ده ، به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان .

 

 

دعای روز یازدهم :

خداوندا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من وفسق ومعاصی را ناپسند من قرار ده ودر این روز خشم وآتش قهرت را به من حرام گردان به یاری خود ای فریاد رس فریاد رسان .

 

 

دعای روز دوازدهم :

خدایا در این روز مرا به زیور ستر وعفت نفس بیارای وبه جامه قناعت وکفاف بپوشان وبه کار عدل وانصاف بدار واز هر چه ترسانم مرا ایمن ساز به نگهبانی خود ای نگهدار وعصمت بخش خدا ترسان عالم .

 

 

دعای روز سیزدهم :

خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان .

 

 

دعای روز چهاردهم :

خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما وعذر خبط وخطایم بپذیر ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام .

 

 

دعای روز پانزدهم :

خدایا در این روز طاعت بندگان خاشع وخاضع نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما ، به حق امام بخشی خود ای ایمنی دلهای ترسان .

 

 

دعاي روز شانزدهم:

خدايا در اين روز مرا به موافقت " اعمال وافکار" نيکان عالم موفق بدار واز رفاقت اشرار جهان دور گردان و مرا در اين بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده , به حقّ الهّيت ومعبوديت اي خداي عالميان.

 

 

دعاي روز هفدهم:

ای خدا مرا در ای روز به اعمال صالحه راهنمايي کن وحاجتها و آرزوهايم را بر آورده ساز اي کسي که نيازمند به شرح وسئوال بندگان نيستي, اي خدايي که ناگفته به حاجات وبه سرائر خلق آگاهي بر محمد و آل اطهار او درود فرست.

 

 

دعاي روز هيجدهم:

خداوندا مرا در این روز براي برکات سحرها بيدار ومتنبه ساز ودلم را به روشني انوار سحر منوّر گردان و تمام اعضاء وجوارهم را برای آثار وبرکات اين روز مسخّر فرما به حق نور جمال خود اي روشني بخش دلها عارفان .

 

 

( لیالی قدر )

 

دعاي روز نوزدهم:

خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان وراهم را به سوي خيراتش سهل وآسان ساز واز حسنات مقبول آن مرا محروم مسازای راهنمای به سوي دين حق وحقيقت آشکار.

 

 

دعاي روز بيستم:

خداوندا در این روز درهای بهشتها را به روي من بگشا ودرهاي آتش دوزخ را ببند مرا توفيق تلاوت قرآن عطا فرما ، ای فروز آورنده وقار وسکينه بر دلهاي اهل ايمان.

 

 

دعاي روز بيست ويکم:

خداوندا در اين روز مرا به سوي رضا وخشنودي خود راهنمايي کن وشيطان را بر من مسلط مگردان وبهشت را منزل ومقامم قرار ده, اي برآورنده حاجات معرفت ومشتاقان حق وحقيقت.

 

 

دعاي روز بيست ودوم:

خداوندا در اين روز درهاي فضل وکرمت را به روي من بگشا و برمن برکاتت را نازل فرما وبر موجبات رضا وخشنوديت موفقم بدار ودر وسط بهشتهايت مرا مسکن ده, اي پذيرنده دعالي پريشانان.

 

 

دعاي روز بيست وسوم:

خدايا در اين روز مرا از گناهان پاکيزه گردان و از هر عيب پاک ساز ودلم را در آزمايش رتبه دلهاي اهل تقوي بخش, اي پذيرنده عذر لغزشهاي گناهکاران.

 

 

دعاي روز بيست وچهارم:

خدايا در اين روز از تو درخواست مي کنم آنچه را که رضاي تو در اوست, وبه تو پناه مي برم از آنچه تو را پسند است, و از تو توفيق مي خواهم که دراين روز به فرمان تو باشم وهيچ نافرماني نکنم, اي عطا بخش سئوال کنندگان.

 

 

دعاي روز بيست وپنجم:

خداوندا مرا در اين روز محب دوستانت ودشمن دشمنانت قرار ده ودر راه روش به طريقه وسنت خاتم پيعمبرانت بدار اي عصمت بخش دلهاي پيعمبران.

 

 

دعاي روز بيست وششم:

اي خدا در اين روز سعيم را در راه طاعتت بپذير وجزاي خير عطا فرما وگناهم را در اين روز ببخش و عملم را مقبول وعيبم را مستور گردان, اي بهترين شنواي صداي خلق.

 

 

دعاي روز بيست وهفتم:

خداوندا در اين روز فضيلت ليلة القدر را نصيب من گردان وتمام امور وکارهاي مشکل را آسان کن وعذرهايم را بپذير ورز وگناهم را محو ونابود ساز اي روف ومهربان در حق صالحان.

 

 

دعاي روز بيست وهشتم:

اي خدا دراين روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسيله مرابين وسايل واسباب به سوي حضرتت نزديک ساز اي خدايي که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت.

 

 

دعاي روز بيست ونهم:

خدايا در اين روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان وهم توقيق وحفظ از گناهان روزي فرما ودلم را از تاريکيهاي مشکوک واوهام پاک دار اي مهربان بر بندگان مومنت .

 

 

دعاي روز سي ام :

خداوندا در  اين روز روزه مرا با جزاي خير ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ايمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سيد ما محمد وآل اطهارش وستايش خداي را که پروردگار عالميان است.

 

التماس دعا ( ما را در دعاهایتان از یاد نبرید ) .

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387;ساعت 8:42 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز; 
دعای افتتاح
 
دعاى افتتاح

اَللّـهُمَّ اِنّي اَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ، وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ ،

وَاَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ في مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ ،

وَاَشَدُّ الْمُعاقِبينَ في مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ ،

 وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِينَ في مَوْضِعِ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمَةِ ،

اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لي في دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ مِدْحَتي ،

وَاَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتي ، وَاَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتي ،

فَكَمْ يا اِلهي مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها ،

وَعَثْرَةٍ قَدْ اَقَلْتَها ، وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها ، وَحَلْقَةِ بَلاءٍ قَدْ فَكَكْتَها ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ في الْمُلْكِ ،

وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً ، اَلْحَمْدُ للهِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كُلِّهَا ،

عَلى جَميعِ نِعَمِهِ كُلِّها اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا مُضادَّ لَهُ في مُلْكِهِ ،

وَلا مُنازِعَ لَهُ في اَمْرِهِ ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا شَريكَ لَهُ في خَلْقِهِ ،

وَلا شَبيهَ لَهُ في عَظَمَتِهِ ، اَلْحَمْدُ للهِ الْفاشي في الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَحَمْدُهُ ،

الظّاهِرِ بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ ، الْباسِطِ بِالْجُودِ يَدَهُ ، الَّذي لا تَنْقُصُ خَزائِنُهُ ،

وَلا تَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطاءِ إلاّ جُوداً وَكَرَماً ، اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهّابُ ،

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ،

مَعَ حاجَةٍ بي اِلَيْهِ عَظيمَةٍ وَغِناكَ عَنْهُ قَديمٌ، وَهُوَ عِنْدي كَثيرٌ،

وَهُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ، اَللّـهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبي ،

وَتَجاوُزَكَ عَنْ خَطيـئَتي ،

وَصَفْحَكَ عَنْ ظُلْمي وَسِتْرَكَ على قَبيحِ عَمَلي ،

وَحِلْمَكَ عَنْ كَثيرِ جُرْمي ، عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطأي وَعَمْدي ،

اَطْمَعَني في اَنْ اَسْأَلَكَ ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ ،

الَّذي رَزَقْتَني مِنْ رَحْمَتِكَ، وَاَرَيْتَني مَنْ قُدْرَتِكَ، وَعَرَّفْتَني مِنْ اِجابَتِكَ ،

فَصِرْتُ اَدْعُوكَ آمِناً ، وَاَسْاَلُكَ مُسْتَأنِساً ، لا خائِفاً وَلا وَجِلاً ،

مُدِلاًّ عَلَيْكَ فيـما قَصَدْتُ فيهِ اِلَيْكَ، فَاِنْ اَبْطأَ عَنّي عَتَبْتُ بِجَهْلي عَلَيْكَ ،

وَلَعَلَّ الَّذي اَبْطأَ عَنّي هُوَ خَيْرٌ لي لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ ،

فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كَريماً اَصْبَرَ عَلى عَبْدٍ لَئيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يا رَبِّ ،

اِنَّكَ تَدْعُوني فَاُوَلّي عَنْكَ ، وَتَتَحَبَّبُ اِلَيَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ ،

وَتَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ ، كَاَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ ،

فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لي ، وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ ،

وَالتَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ ، ف

َارْحَمْ عَبْدَكَ الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِكَ اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ ،

اَلْحَمْدُ للهِ مالِكِ الْمُلْكِ ، مُجْرِي الْفُلْكِ ، مُسَخِّرِ الرِّياحِ ،

فالِقِ الاِْصْباحِ، دَيّانِ الدّينِ ، رَبِّ الْعَالَمينَ ،

اَلْحَمْدُ للهِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ ، وَالْحَمْدُ للهِ عَلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ ،

وَالْحَمْدُ للهِ عَلى طُولِ اَناتِهِ في غَضَبِهِ ، وَهُوَ قادِرٌ عَلى ما يُريدُ ،

 اَلْحَمْدُ للهِ خالِقِ الْخَلْقِ ، باسِطِ الرِّزْقِ ،

فاِلقِ اَلاِْصْباحِ ذِي الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ ،

الَّذي بَعُدَ فَلا يُرى ، وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى تَبارَكَ وَتَعالى ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لَيْسَ لَهُ مُنازِعٌ يُعادِلُهُ ،

وَلا شَبيهٌ يُشاكِلُهُ ، وَلا ظَهيرٌ يُعاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الاَْعِزّاءَ ،

وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَماءُ ، فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما يَشاءُ ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يُجيبُني حينَ اُناديهِ ،

وَيَسْتُرُ عَلَيَّ كُلَّ عَورَةٍ وَاَنَا اَعْصيهِ ، وَيُعَظِّمُ الْنِّعْمَةَ عَلَيَّ فَلا اُجازيهِ ،

فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنيئَةٍ قَدْ اَعْطاني ،

وَعَظيمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ كَفاني ، وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ اَراني ،

فَاُثْني عَلَيْهِ حامِداً ، وَاَذْكُرُهُ مُسَبِّحاً ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا يُهْتَكُ حِجابُهُ ،

وَلا يُغْلَقُ بابُهُ ، وَلا يُرَدُّ سائِلُهُ ، وَلا يُخَيَّبُ آمِلُهُ ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يُؤْمِنُ الْخائِفينَ ، وَيُنَجِّي الصّالِحينَ ،

وَيَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفينَ ، وَيَضَعُ الْمُسْتَكْبِرينَ ، يُهْلِكُ مُلُوكاً وَيَسْتَخْلِفُ آخَرينِ ،

وَالْحَمْدُ للهِ قاِصمِ الجَّبارينَ ، مُبيرِ الظّالِمينَ ،

مُدْرِكِ الْهارِبينَ ، نَكالِ الظّالِمينَ صَريخِ الْمُسْتَصْرِخينَ ،

مَوْضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي مِنْ خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّماءُ وَسُكّانُها ،

وَتَرْجُفُ الاَْرْضُ وَعُمّارُها ، وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ يَسْبَحُ في غَمَراتِها ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ ،

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يَخْلُقُ ، وَلَمْ يُخْلَقْ وَيَرْزُقُ ،

وَلا يُرْزَقُ وَيُطْعِمُ ،

وَلا يُطْعَمُ وَيُميتُ الاَْحياءَ وَيُحْيِي الْمَوْتى وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ ،

بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ،

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ ،

وَاَمينِكَ ، وَصَفِيِّكَ ، وَحَبيبِكَ ، وَخِيَرَتِكَ مَنْ خَلْقِكَ ،

وَحافِظِ سِرِّكَ ، وَمُبَلِّغِ رِسالاتِكَ ، اَفْضَلَ وَاَحْسَنَ ، وَاَجْمَلَ وَاَكْمَلَ ،

وَاَزْكى وَاَنْمى ، وَاَطْيَبَ وَاَطْهَرَ،

وَاَسْنى وَاَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ ،

وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلى اَحَدٍ مِن عِبادِكَ وَاَنْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ ،

وَصِفْوَتِكَ وَاَهْلِ الْكَرامَةِ عَلَيْكَ مِن خَلْقِكَ ،

اَللّـهُمَّ وَصَلِّ عَلى عَليٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ ،

وَوَصِيِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ ، عَبْدِكَ وَوَليِّكَ ،

وَاَخي رَسُولِكَ ، وَحُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ ، وَآيَتِكَ الْكُبْرى ،

وَالنَّبأِ الْعَظيمِ ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ ،

وَصَلِّ عَلى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَيِ الْهُدى ،

الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ ،

وَصَلِّ عَلى اَئِمَّةِ الْمُسْلِمينَ ، عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ،

وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ،

وَعَلِيِّ بْنِ مُوسى ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ،

وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَالْخَلَفِ الْهادي الْمَهْدِيِّ ،

حُجَجِكَ عَلى عِبادِكَ ،

وَاُمَنائِكَ في بِلادِكَ صَلاةً كَثيرَةً دائِمَةً

اَللّـهُمَّ وَصَلِّ عَلى وَلِيِّ اَمْرِكَ الْقائِمِ الْمُؤَمَّلِ ،

وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ، وَحُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ ،

وَاَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يا رَبَّ الْعالَمينَ ،

اَللّـهُمَّ اجْعَلْهُ الدّاعِيَ اِلى كِتابِكَ ،

وَالْقائِمَ بِدينِكَ ، اِسْتَخْلِفْهُ في الاَْرْضِ كَما اسْتَخْلَفْتَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِ ،

مَكِّنْ لَهُ دينَهُ الَّذي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ ،

اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً ،

اَللّـهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ ، وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ ، وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزيزاً،

وَاْفتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسيراً ، وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً ،

اَللّـهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دينَكَ ، وَسُنَّةَ نَبِيِّكَ ، حَتّى لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيءٍ مِنَالْحَقِّ ،

مَخافَةَ اَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ اَللّـهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ

في دَوْلَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ،

وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ ، وَتَجْعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِكَ ،

وَالْقادَةِ اِلى سَبيلِكَ ، وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ ،

اَللّـهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِن الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ ،

وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ ، اَللّـهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا ،

وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا ، وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا ، وَكَثِّرْبِهِ قِلَّتَنا ،

وَاَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا ، وَاَغْنِ بِهِ عائِلَنا ، وَاَقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا ،

وَاجبُرْ بِهِ فَقْرَنا ، وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا ، وَيَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا ،

وَبَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنا ، وَفُكَّ بِهِ اَسْرَنا ، وَاَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا ،

وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا ، وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا ، وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا ،

وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ آمالَنا ، وَاَعْطِنا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنا ،

يا خَيْرَ الْمَسْؤولينَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطينَ ، اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا ،

وَاَذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلُوبِنا ، وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ ،

اِنَّكَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ،

وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنا اِلـهَ الْحَقِّ آمينَ ،

 اَللّـهُمَّ اِنّا نَشْكُو اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ،

وَغَيْبَةَ وَلِيِّنا ، وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا ، وَقِلَّةَ عَدَدِنا ، وَشِدّةَ الْفِتَنِ بِنا ،

وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ،

وَاَعِنّا عَلى ذلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ ،

وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ ،

وَرَحْمَةٍ مِنْكَ تَجَلِّلُناها وَعافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها ،

بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387;ساعت 9:29 قبل از ظهر;  توسط امير اسلامی - تبريز;